واژه

print

prɪnt

چاپ کردن

پرینت

Definition

To print something is to put it onto paper.

توضیح فارسی

چاپ کردن چیزی یعنی آن را روی کاغذ قرار دادن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Make sure that you print your name clearly.

مطمئن شو که نامت را واضح چاپ می‌کنی.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.