واژه

invest

[invést]

سرمایه‌گذاری کردن

اِنوِست

Definition

To invest means to use money in a way that will bring a profit later.

توضیح فارسی

سرمایه‌گذاری یعنی پول را به شکلی به کار بردن که بعداً سود ایجاد کند.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I invested money in a new building that should bring me a profit.

من در یک ساختمان جدید پول سرمایه‌گذاری کردم که باید برایم سود بیاورد.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.