(kazh' ū əl)
کَژوئَل
happening by chance; not planned or expected
اتفاقی؛ برنامهریزینشده؛ غیررسمی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
As the villain stole the money from the blind man, he walked away in a casual manner.
وقتی تبهکار پول مرد نابینا را دزدید، به شکلی عادی و خونسرد دور شد.
The bartender made a casual remark about the brawl in the backroom.
متصدی بار یک اظهار نظر غیررسمی درباره دعوای اتاق پشتی کرد.
Following a casual meeting on the street, the bachelor renewed his friendship with the widow.
پس از یک ملاقات اتفاقی در خیابان، مرد مجرد دوستیاش را با آن زن بیوه تازه کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.