واژه

judge

/dʒʌdʒ/

قضاوت کردن

جاج

Definition

To judge something is to say if it is good or bad.

توضیح فارسی

قضاوت کردن درباره چیزی یعنی گفتن اینکه آن خوب است یا بد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The boy was going to judge how his mother’s turkey tasted.

پسر می‌خواست قضاوت کند که بوقلمونِ مادرش چه مزه‌ای دارد.

ذِ بوی واز گوئینگ تو جاج هاو هیز ماذِرز تِرکی تِیستِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.