واژه

alone

/əˈloʊn/

تنها؛ به‌تنهایی

اَلون

Definition

A person who is alone is not with another person.

توضیح فارسی

کسی که تنهاست، با شخص دیگری نیست.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The boy wanted to be alone to think.

پسر می‌خواست تنها باشد تا فکر کند.

ذِ بوی وانتِد تو بی اَلون تو ثینک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.