[kliːn]
کلین
To clean is to make something neat and tidy.
تمیز کردن یعنی چیزی را مرتب و پاکیزه کردن.
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
I clean our kitchen every Saturday.
من هر شنبه آشپزخانهمان را تمیز میکنم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.