Definition

To clean is to make something neat and tidy.

توضیح فارسی

تمیز کردن یعنی چیزی را مرتب و پاکیزه کردن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I clean our kitchen every Saturday.

من هر شنبه آشپزخانه‌مان را تمیز می‌کنم.

آی کلین آوِر کیچِن اِوری سَتِردِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.