واژه

trouble

trʌ́bəl

مشکل؛ دردسر

تِرابِل

Definition

Trouble is a problem or a difficulty.

توضیح فارسی

دردسر یک مشکل یا دشواری است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I have trouble working with my boss.

من در کار کردن با رئیسم مشکل دارم.

آی هَو تِرابِل وِرکینگ وِذ مای باس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.