واژه

rest

rest

استراحت کردن

رِست

Definition

To rest is to stop being active while the body gets back its strength.

توضیح فارسی

استراحت کردن یعنی فعالیت را متوقف کردن تا بدن نیروی خود را بازیابد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I rested on the couch after work.

بعد از کار روی کاناپه استراحت کردم.

آی رِستِد آن ذِ کاوچ اَفتِر وِرک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.