واژه

mature

(mə chōōr' or mətur')

بالغ / پخته

مَچور

Definition

ripe; fully grown or developed

توضیح فارسی

بالغ؛ کاملاً رشد یافته

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I could tell that Mitch was mature from the way he persisted in his work.

از نحوه ادامه دادن کارش می‌توانستم بفهمم که میچ پخته است.

آی کود تِل دَت میچ واز مَچور فرام دِ وی هی پِرسیستِد این هیز وِرک.

Only through mature study habits can a person hope to gain knowledge.

فقط از طریق عادت‌های مطالعه بالغانه است که فرد می‌تواند امید به کسب دانش داشته باشد.

اونلی ثرو مَچور اِستادی هَبیتس کَن اِ پرسن هوپ تو گِین نالج.

It is essential that you behave in a mature way in the business world.

ضروری است که در دنیای کسب‌وکار به شیوه‌ای بالغانه رفتار کنید.

ایت ایز اِسِنشِل دَت یو بیهِیو این اِ مَچور وی این دِ بیزنس وِرلد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.