واژه

immediate

imí:diət

فوری

ایمیدیِت

Definition

If something is immediate, it happens quickly.

توضیح فارسی

اگر چیزی فوری باشد، سریع اتفاق می‌افتد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

An immediate response came from the pizza place.

یک پاسخ فوری از پیتزافروشی آمد.

اَن ایمیدیِت ریسپانس کِیم فرام ذِ پیتزا پِلِیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.