(ôl' ter)
آلتِر
make different; change; vary
تغییر دادن؛ متفاوت کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
I altered my typical lunch and had a steak instead.
من ناهار همیشگیام را تغییر دادم و بهجای آن استیک خوردم.
Dorothy agreed to alter my dress if I would reveal its cost to her.
دوروتی قبول کرد لباس مرا تغییر دهد اگر قیمتش را به او بگویم.
It’s absurd to spend money to alter that old candy store.
خرج کردن پول برای تغییر دادن آن مغازه قدیمی آبنباتفروشی مسخره است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.