واژه

alter

(ôl' ter)

تغییر دادن

آلتِر

Definition

make different; change; vary

توضیح فارسی

تغییر دادن؛ متفاوت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I altered my typical lunch and had a steak instead.

من ناهار همیشگی‌ام را تغییر دادم و به‌جای آن استیک خوردم.

آی آلتِرد مای تیپیکَل لانچ اَند هَد اِستیک اینستِد.

Dorothy agreed to alter my dress if I would reveal its cost to her.

دوروتی قبول کرد لباس مرا تغییر دهد اگر قیمتش را به او بگویم.

دورِثی اَگریید تو آلتِر مای دِرِس ایف آی وود ریویل ایتس کاست تو هِر.

It’s absurd to spend money to alter that old candy store.

خرج کردن پول برای تغییر دادن آن مغازه قدیمی آب‌نبات‌فروشی مسخره است.

ایتس اَبسِرد تو اِسپِند مانی تو آلتِر دَت اُلد کندی اِستور.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.