واژه

expand

(ik spand')

گسترش دادن / توسعه دادن

اکسپَند

Definition

increase in size; enlarge; swell

توضیح فارسی

بزرگ‌تر شدن یا بزرگ کردن؛ توسعه دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We will expand our business as soon as we locate a new building.

ما به‌محض پیدا کردن ساختمان جدید، کسب‌وکار خود را گسترش خواهیم داد.

وی ویل اکسپند آور بیزنس اَز سون اَز وی لوکیت اِ نیو بیلدینگ.

Present laws against people who pollute the air must be expanded.

قوانین فعلی علیه افرادی که هوا را آلوده می‌کنند باید گسترش یابد.

پرزِنت لاز اَگِینست پیپِل هو پولوت دِ اِر ماست بی اکسپَندِد.

Expanding the comic strips, the editor hoped that more people would buy his paper.

با گسترش دادن بخش کمیک‌ها، سردبیر امیدوار بود افراد بیشتری روزنامه‌اش را بخرند.

اکسپَندینگ دِ کامیک استریپس، دِ اِدیتِر هوپت دَت مور پیپِل وود بای هیز پیپِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.