(ik spand')
اکسپَند
increase in size; enlarge; swell
بزرگتر شدن یا بزرگ کردن؛ توسعه دادن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We will expand our business as soon as we locate a new building.
ما بهمحض پیدا کردن ساختمان جدید، کسبوکار خود را گسترش خواهیم داد.
Present laws against people who pollute the air must be expanded.
قوانین فعلی علیه افرادی که هوا را آلوده میکنند باید گسترش یابد.
Expanding the comic strips, the editor hoped that more people would buy his paper.
با گسترش دادن بخش کمیکها، سردبیر امیدوار بود افراد بیشتری روزنامهاش را بخرند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.