واژه

depend

[dipénd]

وابسته بودن؛ متکی بودن

دیپِند

Definition

To depend on something is to need it for support or help.

توضیح فارسی

وابسته بودن به چیزی یعنی برای پشتیبانی یا کمک به آن نیاز داشتن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My grandfather depends on a cane when he walks.

پدربزرگم هنگام راه رفتن به عصا متکی است.

مای گِرَندفادِر دیپِندز آن اِ کِین وِن هی واکس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.