(bi wil' dərd)
بیوِلدِرد
confused completely; puzzled
کاملاً گیج و سردرگم
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The lawyer was bewildered by his client’s lack of interest in the case.
وکیل از بیعلاقگی موکلش به پرونده گیج شده بود.
His partner’s weird actions left Jack bewildered.
رفتارهای عجیب شریکش جک را سردرگم کرد.
Bewildered by the sudden hazy weather, he decided not to go to the beach.
او که از هوای ناگهانی مهآلود گیج شده بود، تصمیم گرفت به ساحل نرود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.