واژه

wager

wā jer

شرط‌بندی

ویجِر

Definition

bet

توضیح فارسی

شرط بستن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I lost a small wager on the Super Bowl.

من یک شرط‌بندی کوچک در سوپربول باختم.

آی لاست اِ اِسمال ویجِر آن دِ سوپِر بول.

After winning the wager, Tex treated everyone to free drinks.

بعد از بردن شرط، تکس همه را به نوشیدنی رایگان مهمان کرد.

اَفتِر وینینگ دِ ویجِر، تِکس تریتِد اِوری‌وان تو فری درینکس.

It is legal to make a wager in the state of Nevada.

در ایالت نوادا انجام شرط‌بندی قانونی است.

ایت ایز لیگِل تو مِیک اِ ویجِر این دِ اِستِیت آو نِوادا.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.