(thrust)
ثراست
push with force
با نیرو هل دادن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Once the jet engine was ignited, it thrust the rocket from the ground.
وقتی موتور جت روشن شد، موشک را از زمین به جلو راند.
He had adequate strength to thrust himself through the locked door.
او قدرت کافی داشت تا خود را از در قفلشده عبور دهد.
Eva was in a terrible rage when she thrust herself into the room.
ایوا وقتی خود را با شدت وارد اتاق کرد، بسیار خشمگین بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.