واژه

thrust

(thrust)

هل دادن / فشار دادن

ثراست

Definition

push with force

توضیح فارسی

با نیرو هل دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Once the jet engine was ignited, it thrust the rocket from the ground.

وقتی موتور جت روشن شد، موشک را از زمین به جلو راند.

وانس دِ جِت اِنجِن واز ایگنایتِد، ایت ثراست دِ راکِت فرام دِ گراند.

He had adequate strength to thrust himself through the locked door.

او قدرت کافی داشت تا خود را از در قفل‌شده عبور دهد.

هی هَد اَدِکویت اِسترِنگث تو ثراست هیمسِلف ثرو دِ لاکت دور.

Eva was in a terrible rage when she thrust herself into the room.

ایوا وقتی خود را با شدت وارد اتاق کرد، بسیار خشمگین بود.

ایوا واز این اِ تِرِبِل ریج وِن شی ثراست هِرسِلف اینتو دِ روم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.