واژه

sudden

[sʌ́dn]

ناگهانی

سادِن

Definition

When something is sudden, it happens very quickly.

توضیح فارسی

وقتی چیزی ناگهانی است، بسیار سریع اتفاق می‌افتد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

He felt a sudden pain in his chest.

او درد ناگهانی‌ای در سینه‌اش احساس کرد.

هی فِلت ا سادِن پِین اِن هیز چِست.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.