[sens]
سِنس
To sense something is to know about it without being told.
حس کردن چیزی یعنی بدون اینکه به شما گفته شود از آن آگاه شوید.
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
I could sense that he was watching me.
میتوانستم حس کنم که او مرا تماشا میکرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.