Definition

To sense something is to know about it without being told.

توضیح فارسی

حس کردن چیزی یعنی بدون اینکه به شما گفته شود از آن آگاه شوید.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I could sense that he was watching me.

می‌توانستم حس کنم که او مرا تماشا می‌کرد.

آی کود سِنس ذَت هی واز واچینگ می.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.