واژه

whirling

(hwər' ling)

چرخیدن / دور زدن

وِرلینگ

Definition

turning or swinging round and round; spinning

توضیح فارسی

مدام چرخیدن یا دور زدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The space vessel was whirling around before it landed on earth.

سفینه فضایی پیش از فرود روی زمین در حال چرخیدن بود.

دِ اِسپِیس وِسِل واز وِرلینگ اَرَوند بیفور ایت لَندِد آن اِرث.

As they tried to lift the bulky piano, the movers went whirling across the living room.

وقتی سعی کردند پیانوی بزرگ را بلند کنند، کارگران در اتاق نشیمن چرخیدند.

اَز ذِی تراید تو لیفت دِ بالکی پیانو، دِ مووِرز وِنت وِرلینگ اَکراس دِ لیوینگ روم.

Because Angelo drank too much, he commenced to feel that everything was whirling around the bar.

چون آنجلو زیاد نوشیده بود، احساس کرد همه چیز دور بار در حال چرخیدن است.

بیکاز اَنجِلو دِرَنک تو ماچ، هی کِمِنست تو فیل دَت اِوری‌ثینگ واز وِرلینگ اَرَوند دِ بار.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.