واژه

vicious

(vish' əs)

شرور / خبیث

ویشِس

Definition

evil; wicked; savage

توضیح فارسی

شرور؛ بدجنس؛ وحشی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Liza was unpopular because she was vicious to people she had just met.

لیزا محبوب نبود چون با افرادی که تازه ملاقات می‌کرد بدجنس بود.

لایزا واز آن‌پاپیولِر بیکاز شی واز ویشِس تو پیپِل شی هَد جاست مِت.

The vicious editor published false stories about people he disliked.

سردبیر خبیث داستان‌های دروغ درباره افرادی که دوست نداشت منتشر می‌کرد.

دِ ویشِس اِدیتِر پابلیشْد فالس استوریز اَبَوت پیپِل هی دیسلایکت.

Mr. Voss was reluctant to talk about his vicious pit bull.

آقای واس تمایلی نداشت درباره سگ پیت‌بول وحشی خود صحبت کند.

میستِر واس واز ریلَکتِنت تو تاک اَبَوت هیز ویشِس پیت بول.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.