(vish' əs)
ویشِس
evil; wicked; savage
شرور؛ بدجنس؛ وحشی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Liza was unpopular because she was vicious to people she had just met.
لیزا محبوب نبود چون با افرادی که تازه ملاقات میکرد بدجنس بود.
The vicious editor published false stories about people he disliked.
سردبیر خبیث داستانهای دروغ درباره افرادی که دوست نداشت منتشر میکرد.
Mr. Voss was reluctant to talk about his vicious pit bull.
آقای واس تمایلی نداشت درباره سگ پیتبول وحشی خود صحبت کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.