واژه

tense

[tens]

مضطرب؛ ناآرام

تِنس

Definition

When you are tense, you are not comfortable and feel unhappy.

توضیح فارسی

وقتی مضطرب هستی، راحت نیستی و احساس ناخوشایندی داری.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I felt very tense waiting to hear the result of the vote.

هنگام انتظار برای شنیدن نتیجهٔ رأی‌گیری خیلی مضطرب بودم.

آی فِلت وِری تِنس وِیتینگ تو هیر ذِ ریزالت آو ذِ وُت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.