واژه

sport

[spɔːrt]

ورزش

اِسپورت

Definition

Sport involves games like running, jumping, football, and tennis.

توضیح فارسی

ورزش شامل بازی‌هایی مانند دویدن، پریدن، فوتبال و تنیس است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

She loves watching sport on TV.

او عاشق تماشای ورزش در تلویزیون است.

شی لاوز واچینگ اِسپورت آن تی‌وی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.