واژه

foreign

[fɔːrən]

خارجی

فارِن

Definition

Something foreign is something we are not used to.

توضیح فارسی

چیز خارجی چیزی است که به آن عادت نداریم.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

He has travelled widely in foreign countries.

او در کشورهای خارجی بسیار سفر کرده است.

هی هَز تِرَوِلد وایدلی این فارِن کانتریز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.