واژه

opponent

(ə pō' nənt)

حریف / مخالف

اپونِنت

Definition

person who is on the other side of a fight, game, or discussion

توضیح فارسی

فردی که در رقابت یا بحث در طرف مقابل قرار دارد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The Russian chess player underestimated his opponent and lost.

شطرنج‌باز روس حریف خود را دست‌کم گرفت و باخت.

دِ راشِن چِس پلِیِر آندِرِستیمِیتِد هیز اپونِنت اَند لاست.

He was a bitter opponent of costly urban reform.

او مخالف سرسخت اصلاحات پرهزینه شهری بود.

هی واز اِ بیتر اپونِنت آو کاستلی اِربِن ریفورم.

Seeing his flabby opponent, Slugger was sure he would be victorious.

اسلاگر با دیدن حریف شل و ضعیفش مطمئن شد که پیروز خواهد شد.

سینگ هیز فلبی اپونِنت، اِسلاگِر واز شور هی وود بی ویکتوریِس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.