واژه

fun

[fʌn]

سرگرم‌کننده؛ لذت‌بخش

فان

Definition

When something is fun, it is enjoyable.

توضیح فارسی

وقتی چیزی سرگرم‌کننده است، لذت‌بخش است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We had a fun time at the birthday party.

سرگرم‌کننده — در جشن تولد اوقات لذت‌بخشی داشتیم.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.