واژه

balance

[bǽləns]

تعادل

بَلِنس

Definition

Balance is when two or more things are equal.

توضیح فارسی

تعادل زمانی است که دو یا چند چیز برابر باشند.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A good balance between work and fun helps keep you healthy.

تعادل — تعادل خوب بین کار و تفریح به سالم ماندن شما کمک می‌کند.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.