واژه

brutal

(brōō' təl)

بی‌رحم / وحشیانه

بروتَل

Definition

coarse and savage; cruel

توضیح فارسی

خشن و بی‌رحم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Dozens of employees quit the job because the boss was brutal to them.

ده‌ها کارمند شغلشان را ترک کردند چون رئیس با آن‌ها بی‌رحمانه رفتار می‌کرد.

دازِنز آو اِمپلوییز کویت دِ جاب بیکاز دِ باس واز بروتَل تو ذِم.

The brutal track coach persisted in making the team work out all morning under the hot sun.

مربی بی‌رحم تیم همچنان اعضا را مجبور می‌کرد تمام صبح زیر آفتاب داغ تمرین کنند.

دِ بروتَل تِرَک کوچ پِرسیستِد این میکینگ دِ تیم وِرک آوت آل مورنینگ آندِر دِ هات سان.

The detectives revealed that it had been an unusually brutal, violent crime.

کارآگاهان فاش کردند که آن یک جنایت به‌طرز غیرعادی وحشیانه بوده است.

دِ دِتِکتیوز ریویلد دَت ایت هَد بِین اَن آن‌یوجوِلی بروتَل، وایولِنت کرایم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.