(brōō' təl)
بروتَل
coarse and savage; cruel
خشن و بیرحم
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Dozens of employees quit the job because the boss was brutal to them.
دهها کارمند شغلشان را ترک کردند چون رئیس با آنها بیرحمانه رفتار میکرد.
The brutal track coach persisted in making the team work out all morning under the hot sun.
مربی بیرحم تیم همچنان اعضا را مجبور میکرد تمام صبح زیر آفتاب داغ تمرین کنند.
The detectives revealed that it had been an unusually brutal, violent crime.
کارآگاهان فاش کردند که آن یک جنایت بهطرز غیرعادی وحشیانه بوده است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.