واژه

active

[ǽktiv]

فعال؛ پرتحرک

اَکتیو

Definition

When someone is active, they move a lot or have a lot of things to do.

توضیح فارسی

وقتی کسی فعال است، زیاد حرکت می‌کند یا کارهای زیادی برای انجام دادن دارد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

It is important to be active and not sit around all the time.

فعال — مهم است که فعال باشیم و تمام وقت یک‌جا ننشینیم.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.