واژه

spread

spred

گسترش دادن

اِسپرِد

Definition

To spread is to move out to cover a larger area.

توضیح فارسی

گسترش یافتن یعنی حرکت کردن و ناحیه بزرگ‌تری را پوشاندن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I like to spread butter on my toast.

دوست دارم کره را روی نان تستم بمالم.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.