frí:kwəntli
فریکوِنتلی
When something happens frequently, it happens often.
وقتی چیزی مکرراً رخ میدهد، اغلب اتفاق میافتد.
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We meet frequently, either at the beginning or end of the week.
ما اغلب، یا در آغاز هفته یا در پایان آن، همدیگر را میبینیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.