واژه

rival

(rī' vəl)

رقیب

رایوِل

Definition

person who wants and tries to get the same thing as another

توضیح فارسی

کسی که برای رسیدن به همان هدف با دیگری رقابت می‌کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The boxer devised an attack that would help him to be victorious over his young rival.

بوکسور حمله‌ای طراحی کرد که به او کمک کند بر رقیب جوانش پیروز شود.

دِ باکسر دیوایزد اَن اَتَک دَت وود هِلپ هیم تو بی ویکتوریِس اووِر هیز یانگ رایوِل.

Sherry didn’t like to compete because she always thought her rival would win.

شری دوست نداشت رقابت کند چون همیشه فکر می‌کرد رقیبش برنده خواهد شد.

شِری دیدِنت لایک تو کامپیت بیکاز شی آلویز ثات هِر رایوِل وود وین.

Seidman and Son decided to migrate to an area where they would have fewer rivals.

سایدمن و پسرش تصمیم گرفتند به منطقه‌ای مهاجرت کنند که رقبای کمتری داشته باشند.

سایدمن اَند سان دیسایدِد تو مایگریت تو اَن اِریا وِر ذِی وود هَو فیوِر رایوِلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.