(rī' vəl)
رایوِل
person who wants and tries to get the same thing as another
کسی که برای رسیدن به همان هدف با دیگری رقابت میکند
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The boxer devised an attack that would help him to be victorious over his young rival.
بوکسور حملهای طراحی کرد که به او کمک کند بر رقیب جوانش پیروز شود.
Sherry didn’t like to compete because she always thought her rival would win.
شری دوست نداشت رقابت کند چون همیشه فکر میکرد رقیبش برنده خواهد شد.
Seidman and Son decided to migrate to an area where they would have fewer rivals.
سایدمن و پسرش تصمیم گرفتند به منطقهای مهاجرت کنند که رقبای کمتری داشته باشند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.