واژه

tempt

tempt

وسوسه کردن

تمپت

Definition

try to get someone to do something; test; invite

توضیح فارسی

وسوسه کردن؛ ترغیب کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A banana split can tempt me to break my diet.

یک بستنی موزی می‌تواند مرا وسوسه کند که رژیمم را بشکنم.

اِ بَنَنَا اِسپلیت کَن تمپت می تو بریک مای دایِت.

The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage.

دیدن لوئیز زیبا، مرد مجرد را وسوسه کرد که نظرش را درباره ازدواج تغییر دهد.

دِ سایت آو بیوتیفول لوییز تمپتِد دِ بَچِلِر تو چِینج هیز مایند اَبَوت مِریج.

Your offer of a job tempts me greatly.

پیشنهاد شغل تو مرا خیلی وسوسه می‌کند.

یور آفِر آو اِ جاب تمپتس می گریتلی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.