tempt
تمپت
try to get someone to do something; test; invite
وسوسه کردن؛ ترغیب کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A banana split can tempt me to break my diet.
یک بستنی موزی میتواند مرا وسوسه کند که رژیمم را بشکنم.
The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage.
دیدن لوئیز زیبا، مرد مجرد را وسوسه کرد که نظرش را درباره ازدواج تغییر دهد.
Your offer of a job tempts me greatly.
پیشنهاد شغل تو مرا خیلی وسوسه میکند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.