واژه

unruly

(un roo' lē)

سرکش / غیرقابل‌کنترل

آن‌رولی

Definition

hard to rule or control; lawless

توضیح فارسی

سخت برای کنترل کردن؛ بی‌قانون

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Unruly behavior is prohibited at the pool.

رفتار سرکشانه در استخر ممنوع است.

آن‌رولی بیهِیویر ایز پروهیبیتِد اَت دِ پول.

When he persisted in acting unruly, Ralph was fired from his job.

وقتی او به رفتار غیرقابل‌کنترل ادامه داد، رالف از کارش اخراج شد.

وِن هی پِرسیستِد این اَکتینگ آن‌رولی، رالف واز فایِرد فرام هیز جاب.

His unruly actions were a menace to those who were trying to work.

رفتارهای سرکشانه او تهدیدی برای افرادی بود که سعی می‌کردند کار کنند.

هیز آن‌رولی اَکشنز وِر اِ مِنِس تو ذوز هو وِر ترایینگ تو وِرک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.