واژه

smell

[smel]

بو کردن

اِسمِل

Definition

To smell something means to use your nose to sense it.

توضیح فارسی

بو کردن چیزی یعنی استفاده از بینی برای حس کردن آن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The two friends smelled the flower.

آن دو دوست گل را بو کردند.

دِ تو فِرِندز اِسمِلد دِ فلاوِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.