واژه

nervous

[nə́:rvəs]

مضطرب؛ نگران

نِروِس

Definition

When a person is nervous, they think something bad will happen.

توضیح فارسی

وقتی کسی مضطرب است، فکر می‌کند اتفاق بدی خواهد افتاد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The boy became nervous when he heard the news.

پسر وقتی خبر را شنید مضطرب شد.

دِ بوی بِکِیم نِروِس وِن هی هِرد دِ نیوز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.