[nə́:rvəs]
نِروِس
When a person is nervous, they think something bad will happen.
وقتی کسی مضطرب است، فکر میکند اتفاق بدی خواهد افتاد.
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The boy became nervous when he heard the news.
پسر وقتی خبر را شنید مضطرب شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.