واژه

hazy

(hā' zē)

مه‌آلود / مبهم

هِیزی

Definition

misty; smoky; unclear

توضیح فارسی

مه‌آلود؛ دودی؛ نامشخص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The vicinity of London is known to be hazy.

اطراف لندن به مه‌آلود بودن معروف است.

دِ وِسینیتی آو لاندِن ایز نون تو بی هِیزی.

Factories that pollute the air create hazy weather conditions.

کارخانه‌هایی که هوا را آلوده می‌کنند شرایط آب‌وهوایی مه‌آلود ایجاد می‌کنند.

فَکتوریز دَت پالوت دِ اِر کریِیت هِیزی وِذِر کِندیشنز.

Although Cora had a great memory, she was unusually hazy about the details of our meeting on January 16th.

با اینکه کورا حافظه خوبی داشت، درباره جزئیات جلسه ما در شانزدهم ژانویه به شکل عجیبی مبهم بود.

آلذو کورا هَد اِ گریت مِموری، شی واز آنیوژوالی هِیزی اَبَوت دِ دیتِیلز آو آور میتینگ آن جَنیوری سیکستینث.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.