(pər sist')
پِرسیست
continue firmly; refuse to stop or be changed
با پافشاری ادامه دادن؛ دست نکشیدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The humid weather persisted all summer.
هوای مرطوب تمام تابستان ادامه داشت.
Would Lorraine’s weird behavior persist, we all wondered?
همه ما تعجب میکردیم آیا رفتار عجیب لورین ادامه خواهد یافت؟
Lloyd persisted in exaggerating everything he said.
لوید در اغراق کردن درباره هر چیزی که میگفت اصرار داشت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.