واژه

persist

(pər sist')

اصرار ورزیدن / ادامه دادن

پِرسیست

Definition

continue firmly; refuse to stop or be changed

توضیح فارسی

با پافشاری ادامه دادن؛ دست نکشیدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The humid weather persisted all summer.

هوای مرطوب تمام تابستان ادامه داشت.

دِ هیومید وِذِر پِرسیستِد آل سامِر.

Would Lorraine’s weird behavior persist, we all wondered?

همه ما تعجب می‌کردیم آیا رفتار عجیب لورین ادامه خواهد یافت؟

وود لُرِینز ویرد بِهیویر پِرسیست، وی آل وانْدِرد؟

Lloyd persisted in exaggerating everything he said.

لوید در اغراق کردن درباره هر چیزی که می‌گفت اصرار داشت.

لوید پِرسیستِد این اِگزاژِرِیتینگ اِوری‌ثینگ هی سِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.