واژه

vessel

(ves' əl)

کشتی / رگ

وِسِل

Definition

a ship; a hollow container; tube containing body fluid

توضیح فارسی

کشتی؛ ظرف توخالی؛ رگ حامل مایعات بدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The Girl Scouts were permitted a glimpse of the vessel being built when they toured the Navy Yard.

دختران پیشاهنگ هنگام بازدید از پایگاه دریایی اجازه یافتند نگاهی به کشتی در حال ساخت بیندازند.

دِ گِرل اِسکاوتس وِر پِرمیتِد اِ گلیمپس آو دِ وِسِل بِینگ بیلت وِن ذِی تورْد دِ نِیوی یارد.

My father burst a blood vessel when he got the bill from the garage.

وقتی پدرم قبض تعمیرگاه را دید، یکی از رگ‌های او ترکید.

مای فاذِر بِرست اِ بلاد وِسِل وِن هی گات دِ بیل فرام دِ گِراج.

Congress voted to decrease the amount of money being spent on space vessels.

کنگره رأی داد مقدار پولی را که برای سفینه‌های فضایی خرج می‌شود کاهش دهد.

کانگْرِس ووتِد تو دیکریس دِ اَمَونت آو مانی بِینگ اِسپِنت آن اِسپِیس وِسِلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.