واژه

migrate

(mī' grāt)

مهاجرت کردن

مایگریت

Definition

move from one place to another

توضیح فارسی

از جایی به جای دیگر رفتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The fruit pickers migrated to wherever they could find work.

چینندگان میوه به هر جایی که می‌توانستند کار پیدا کنند مهاجرت کردند.

دِ فروت پیکِرز مایگریتِد تو وِروِر ذِی کود فایند وِرک.

Much of our population is constantly migrating to other areas of the country.

بخش زیادی از جمعیت ما دائماً به مناطق دیگر کشور مهاجرت می‌کند.

ماچ آو آور پاپیولِیشِن ایز کانستَنتلی مایگریتینگ تو آذِر اِریاز آو دِ کانتری.

My grandfather migrated to New York from Italy in 1919.

پدربزرگم در سال ۱۹۱۹ از ایتالیا به نیویورک مهاجرت کرد.

مای گرَندفاذِر مایگریتِد تو نیویورک فرام ایتِلی این ناینتین ناینتین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.