واژه

identify

(ī den' tə fī)

شناسایی کردن

آیدِنتِفای

Definition

recognize as being, or show to be, a certain person or thing; prove to be the same

توضیح فارسی

تشخیص دادن یا ثابت کردن اینکه چیزی همان است

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Numerous witnesses identified the butcher as the thief.

شاهدان زیادی قصاب را به عنوان دزد شناسایی کردند.

نیومِرِس ویتنِسِز آیدِنتِفاید دِ بوچِر اَز دِ تیف.

Mrs. Shaw was able to identify the painting as being hers.

خانم شاو توانست نقاشی را متعلق به خودش تشخیص دهد.

میسِز شاو واز اِیبِل تو آیدِنتِفای دِ پِینتینگ اَز بِینگ هِرز.

With only a quick glimpse, Reggie was able to identify his girlfriend in the crowd.

رِجی فقط با یک نگاه سریع توانست دوست‌دخترش را در میان جمعیت شناسایی کند.

وِذ اونلی اِ کوییک گلیمپس، رِجی واز اِیبِل تو آیدِنتِفای هیز گِرل‌فرِند این دِ کراود.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.