(kə mens')
کِمِنس
begin; start
شروع کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Graduation will commence at ten o’clock.
مراسم فارغالتحصیلی ساعت ده آغاز خواهد شد.
Bella hesitated before commencing her speech.
بلا پیش از شروع سخنرانیاش تردید کرد.
The discussion commenced with a report on urban affairs.
بحث با گزارشی درباره امور شهری آغاز شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.