واژه

sinister

sin is ter

شرور

سینیستر

Definition

evil; wicked; dishonest; frightening

توضیح فارسی

شرور؛ بدجنس؛ نادرست؛ ترسناک

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police.

نقشه شرورانه برای فریب بیوه‌زن توسط پلیس کشف شد.

دِ سینیستر پلات تو چیت دِ ویدو واز آنکاوِرد بای دِ پلیس.

When the bank guard spied the sinister-looking customer, he drew his gun.

وقتی نگهبان بانک مشتری ترسناک را دید، اسلحه‌اش را بیرون کشید.

وِن دِ بَنک گارد اِسپاید دِ سینیستر لوکینگ کاستِمِر، هی درو هیز گان.

I was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs.

من از سایه ترسناک پایین پله‌ها وحشت کردم.

آی واز فرایتِند بای دِ سینیستر شَدو اَت دِ باتِم آو دِ اِستِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.