sin is ter
سینیستر
evil; wicked; dishonest; frightening
شرور؛ بدجنس؛ نادرست؛ ترسناک
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police.
نقشه شرورانه برای فریب بیوهزن توسط پلیس کشف شد.
When the bank guard spied the sinister-looking customer, he drew his gun.
وقتی نگهبان بانک مشتری ترسناک را دید، اسلحهاش را بیرون کشید.
I was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs.
من از سایه ترسناک پایین پلهها وحشت کردم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.