(ri vīv')
ریوایو
bring back or come back to life or consciousness
بازگرداندن یا بازگشت به زندگی یا هوشیاری
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
There is a movement to revive old plays for modern audiences.
جنبشی برای احیای نمایشنامههای قدیمی برای مخاطبان امروزی وجود دارد.
The nurses tried to revive the heart attack victim.
پرستاران تلاش کردند قربانی سکته قلبی را احیا کنند.
Committees are trying to revive interest in population control.
کمیتهها در تلاشاند علاقه به کنترل جمعیت را دوباره زنده کنند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.