واژه

revive

(ri vīv')

احیا کردن

ریوایو

Definition

bring back or come back to life or consciousness

توضیح فارسی

بازگرداندن یا بازگشت به زندگی یا هوشیاری

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

There is a movement to revive old plays for modern audiences.

جنبشی برای احیای نمایشنامه‌های قدیمی برای مخاطبان امروزی وجود دارد.

ذِر ایز اِ موومِنت تو ریوایو اُلد پِلِیز فور مادِرن آدیِنسِز.

The nurses tried to revive the heart attack victim.

پرستاران تلاش کردند قربانی سکته قلبی را احیا کنند.

دِ نِرسِز تراید تو ریوایو دِ هارت اَتَک ویکتیم.

Committees are trying to revive interest in population control.

کمیته‌ها در تلاش‌اند علاقه به کنترل جمعیت را دوباره زنده کنند.

کُمیتیز آر ترایینگ تو ریوایو اینتِرِست این پاپیولِیشِن کِنتْرول.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.