واژه

journalist

(jēr' nəl ist)

روزنامه‌نگار

جِرنالیست

Definition

one who writes for, edits, manages, or produces a newspaper or magazine

توضیح فارسی

کسی که برای روزنامه یا مجله می‌نویسد، ویرایش می‌کند یا آن را اداره می‌کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

There were four journalists covering the murder story.

چهار روزنامه‌نگار در حال پوشش خبر قتل بودند.

ذِر وِر فور جِرنالیستس کاوِرینگ دِ مِردِر استوری.

Barbara’s experience working at a book store wasn’t adequate preparation for becoming a journalist.

تجربه باربارا در کتاب‌فروشی آمادگی کافی برای تبدیل شدن به یک روزنامه‌نگار نبود.

بارباراز اِکسپیریِنس وِرکینگ اَت اِ بوک استور وازِنت اَدِکویت پِرِپِرِیشِن فور بِکامینگ اِ جِرنالیست.

Journalists must have a comprehensive knowledge of the city where they work.

روزنامه‌نگاران باید دانش جامعی از شهری که در آن کار می‌کنند داشته باشند.

جِرنالیستس ماست هَو اِ کامپریهِنسیو نالج آو دِ سیتی وِر ذِی وِرک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.