واژه

decrease

(di krēs')

کاهش دادن / کاهش یافتن

دیکریس

Definition

make or become less

توضیح فارسی

کم کردن یا کمتر شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

As he kept spending money, the amount he had saved decreased.

همان‌طور که پول خرج می‌کرد، مقدار پس‌اندازش کاهش یافت.

اَز هی کِپت اِسپِندینگ مانی، دِ اَمَونت هی هَد سیود دیکریست.

In order to improve business, the store owner decreased his prices.

برای بهبود کسب‌وکار، صاحب فروشگاه قیمت‌هایش را کاهش داد.

این اُردِر تو ایمپروو بیزنِس، دِ استور اونِر دیکریست هیز پرایسِز.

The landlord promised to decrease our rent.

صاحبخانه قول داد اجاره ما را کم کند.

دِ لَندلورد پرامِست تو دیکریس آور رِنت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.