واژه

adequate

(ad' ə kwit)

کافی

اَدِکوِت

Definition

as much as is needed; fully sufficient

توضیح فارسی

به اندازه لازم؛ کاملاً کافی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Rover was given an adequate amount of food to last him the whole day.

به روور مقدار کافی غذا داده شد تا تمام روز دوام بیاورد.

رووِر واز گیوِن اَن اَدِکوِت اَمَونت آو فود تو لَست هیم دِ هول دی.

A bedroom, kitchen, and bath were adequate shelter for his living needs.

یک اتاق خواب، آشپزخانه و حمام برای نیازهای زندگی او کافی بود.

اِ بِدروم، کیچِن، اَند بَث وِر اَدِکوِت شِلتِر فور هیز لیوینگ نیدز.

Carlos was adequate at his job but he wasn’t great.

کارلوس در کارش قابل قبول بود اما عالی نبود.

کارلوس واز اَدِکوِت اَت هیز جاب بات هی وازِنت گریت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.