(ad' ə kwit)
اَدِکوِت
as much as is needed; fully sufficient
به اندازه لازم؛ کاملاً کافی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Rover was given an adequate amount of food to last him the whole day.
به روور مقدار کافی غذا داده شد تا تمام روز دوام بیاورد.
A bedroom, kitchen, and bath were adequate shelter for his living needs.
یک اتاق خواب، آشپزخانه و حمام برای نیازهای زندگی او کافی بود.
Carlos was adequate at his job but he wasn’t great.
کارلوس در کارش قابل قبول بود اما عالی نبود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.