(prō' hib' it)
پروهِبیت
forbid by law or authority
به وسیله قانون یا مقام رسمی ممنوع کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Elvin’s manager prohibited him from appearing on television.
مدیر الوین او را از حضور در تلویزیون ممنوع کرد.
Many homeowners prohibit others from walking on their property.
بسیاری از صاحبان خانه دیگران را از راه رفتن در ملکشان منع میکنند.
The law prohibits the use of guns to settle a conflict.
قانون استفاده از اسلحه برای حل اختلاف را ممنوع میکند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.