واژه

procrastinate

prō - kras - tin - āt

به تعویق انداختن؛ اهمال کردن

پروکْرَس‌تِنِیت

Definition

to postpone

توضیح فارسی

به تعویق انداختن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.