واژه

frank

(frangk)

صریح / رک

فِرَنک

Definition

free in expressing one’s real thoughts, opinions, or feelings; not hiding what is in one’s mind

توضیح فارسی

رک و صادق در بیان افکار و احساسات

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Never underestimate the value of being frank with one another.

هرگز ارزش رک بودن با یکدیگر را دست‌کم نگیرید.

نِوِر آندِرِستیمِیت دِ وَلیو آو بِینگ فِرَنک ویذ وان اَنادِر.

Eretha was completely frank when she told her friend about the sale.

ارثا وقتی درباره فروش به دوستش گفت کاملاً صادق بود.

اِرِثا واز کامپلیتلی فِرَنک وِن شی تولد هِر فرِند اَبَوت دِ سِیل.

People liked Duffy because they knew he would be frank with them.

مردم دافی را دوست داشتند چون می‌دانستند با آن‌ها رک خواهد بود.

پیپِل لایکت دافی بیکاز ذِی نیو هی وود بی فِرَنک ویذ ذِم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.