(ə băl' ish)
اَبالیِش
do away with completely; put an end to
کاملاً از بین بردن؛ پایان دادن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The death penalty has recently been abolished in our state.
مجازات اعدام اخیراً در ایالت ما لغو شده است.
We abolished numerous laws that didn’t serve any purpose in this decade.
ما قوانین زیادی را که در این دهه هیچ هدفی نداشتند لغو کردیم.
My school has abolished final exams altogether.
مدرسه من امتحانات نهایی را کاملاً حذف کرده است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.